ذکر محفوظ کدام است؟
نویسنده: سپهر محمدی / نگارش نخست: مهر ۱۴۰۵
چکیده
۱. آیهٔ «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا ٱلذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ» (حجر: ۹) از مشهورترین آیاتِ قرآن در بحثِ حفظِ کتابِ الهی است. بیشترِ مفسرانِ مسلمان «الذکر» در این آیه را منحصر به قرآن دانستهاند، اما بازخوانیِ استدلالِ درونیِ آیه، کاربردِ واژهٔ «ذکر» در قرآن برای کتبِ پیشین، و امکانِ الفولامِ جنس، نشان میدهد که «الذکر» میتواند — و شاید باید — به همهٔ کتبِ الهی اطلاق شود.
۲. استدلالِ درونیِ آیه آن است که خدایی که کتابی را نازل کرده، خودش از آن حفاظت میکند. اگر «الذکر» فقط قرآن باشد و فرض کنیم کتبِ گذشته تحریف شدهاند و خدا نتوانسته آنها را حفظ کند، این استدلال شکسته میشود: خدایی که کتابهای قبلیاش را نتوانسته حفظ کند، چه تضمینی دارد که این یکی را حفظ کند؟
۳. قرآن خود در ۲۱: ۱۰۵ «الذکر» را بهصراحت به تورات اطلاق کرده است: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّكْرِ». پس «الذکر» در زبانِ قرآن، نامِ اختصاصیِ قرآن نیست.
۴. الفولام در «الذکر» میتواند الفولامِ جنس باشد، یعنی «ما هر نوع یادوارهٔ الهی را نازل کردیم و خودمان آن را حفظ میکنیم»؛ نه فقط یک کتابِ مشخص را.
۵. ترجمههای فارسیِ رایج، واژهٔ «قرآن» را که در متنِ عربی نیست، در ترجمهٔ «الذکر» اضافه کردهاند. این کار، تحمیلِ تفسیرِ محدودکننده بر متن است.
۶. واژهٔ «ذکر» بدون الفولام در قرآن بارها بهکار رفته و هر بار به کتابِ الهی اشاره دارد (۷: ۶۹، ۱۶: ۴۳-۴۴). وقتی «ذکر» بدون الفولام مطلق باشد، «الذکر» با الفولام بهطریقِ اولیٰ میتواند شاملِ همهٔ کتبِ الهی باشد.
۷. نتیجهٔ منطقی آن است که خداوندِ یکتا، سلسلهٔ کتبِ آسمانیاش را — از تورات تا قرآن — حفظ کرده است. مردم بودند که نافرمانی و فساد کردند، نه خدا که وعدهٔ حفظش را خلف کرده باشد. هر بار هم کتابِ تازهای نازل شد که کتبِ پیشین را تصدیق میکرد.
مقدمه
این نوشتار از یک پرسشِ ساده آغاز میشود: آیا «الذکر» در آیهٔ ۹ سورهٔ حجر، فقط قرآن است یا همهٔ کتبِ الهی را شامل میشود؟ برای پاسخ، نخست سیاقِ آیات را میخوانیم، سپس استدلالِ درونیِ آیه را بررسی میکنیم، آنگاه کاربردِ «ذکر» در سراسر قرآن را مرور میکنیم، به پاسخِ شبههٔ انحصار میپردازیم و سرانجام نتیجهٔ کلامیِ بحث را بیان میکنیم.
۱. سیاقِ آیات: حجر ۱ تا ۹
پیش از آنکه داوری کنیم، باید ببینیم آیهٔ ۹ در چه فضایی نازل شده است:
﴿الۤرۚ تِلۡكَ ءَایَـٰتُ ٱلۡكِتَـٰبِ وَقُرۡءَانࣲ مُّبِینࣲ رُّبَمَا یَوَدُّ ٱلَّذِینَ كَفَرُوا۟ لَوۡ كَانُوا۟ مُسۡلِمِینَ ذَرۡهُمۡ یَأۡكُلُوا۟ وَیَتَمَتَّعُوا۟ وَیُلۡهِهِمُ ٱلۡأَمَلُۖ فَسَوۡفَ یَعۡلَمُونَ وَمَاۤ أَهۡلَكۡنَا مِن قَرۡیَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابࣱ مَّعۡلُومࣱ مَّا تَسۡبِقُ مِنۡ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا یَسۡتَـٔۡخِرُونَ وَقَالُوا۟ یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِی نُزِّلَ عَلَیۡهِ ٱلذِّكۡرُ إِنَّكَ لَمَجۡنُونࣱ لَّوۡ مَا تَأۡتِینَا بِٱلۡمَلَـٰۤىِٕكَةِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِینَ مَا نُنَزِّلُ ٱلۡمَلَـٰۤىِٕكَةَ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَمَا كَانُوۤا۟ إِذࣰا مُّنظَرِینَ إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَـٰفِظُونَ﴾ (حجر: ۱-۹)
بله، سیاقِ ظاهری دربارهٔ قرآن است: در آیهٔ ۱ نامِ قرآن آمده، در آیهٔ ۶ مشرکان میگویند «ای کسی که الذکر بر او نازل شده، تو دیوانهای» — و منظورشان از «الذکر» همان قرآن است. اما نکته اینجاست: سیاق دربارهٔ قرآن است، اما حکمِ کلیِ آیهٔ ۹ لزوماً منحصر به قرآن نیست. سیاق، «موردِ نزول» است، نه «محدودکنندهٔ حکم».
۲. استدلالِ درونیِ آیه: اگر فقط قرآن باشد و کتبِ پیشین تحریف شده باشند، برهان میشکند
آیه میفرماید: «ما خودمان این ذکر را نازل کردیم و ما خودمان نگهبانِ آن هستیم.»
ساختارِ منطقیِ آیه یک برهانِ دومقدمهای است:
- مقدمهٔ اول: خدا کتابی آسمانی نازل کرده است (الذکر).
- مقدمهٔ دوم: خدا خودش نگهبانِ آن است (إِنَّا لَهُۥ لَحَافِظُونَ).
حال اگر بگوییم «الذکر» فقط قرآن است و کتبِ پیشینِ الهی تحریف شدهاند، این پرسشِ ویرانگر مطرح میشود:
خدایی که نتوانسته کتابهای قبلیاش را حفظ کند، چه تضمینی دارد که این یکی را حفظ کند؟
به عبارتِ دیگر، اگر فرض کنیم «الذکر» فقط قرآن باشد و کتبِ قبلی تحریف شده باشند، آیه عملاً میگوید: «من کتابهای قبلیام را نتوانستم حفظ کنم، ولی این یکی را حفظ میکنم!» — و این، نه تنها برهان نیست، بلکه نقطهٔ ضعف است. کسی که مدعیست «من خودم نازل کردهام و خودم حفظ میکنم» اما قبلاً در حفظِ کتابهایش شکست خورده، ادعایش قابلِ اعتماد نیست.
اما اگر «الذکر» شاملِ همهٔ کتبِ الهی باشد، استدلالِ آیه کاملاً منسجم است: خدایی که در طولِ تاریخ، سلسلهٔ کتبِ آسمانیاش را حفظ کرده، همان خدا اکنون نیز قرآن را حفظ میکند — و این، تداومِ یک سنتِ الهی است، نه یک استثنا.
۳. «الذکر» در قرآن، نامِ اختصاصیِ قرآن نیست
قرآن خود، «الذکر» را به تورات اطلاق کرده است:
﴿وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّكْرِ أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ ٱلصَّـٰلِحُونَ﴾ (انبیاء: ۱۰۵)
در این آیه، «الذکر» بهصراحت تورات است؛ زیرا زبور (مزامیر داود) «بعد از الذکر» نوشته شده و ترتیبِ تاریخیِ نزول، تورات پیش از زبور است. پس «الذکر» در زبانِ قرآن، برچسبِ اختصاصیِ قرآن نیست، بلکه نامی است که بر تورات هم اطلاق شده است.
اگر کسی بگوید «در ۲۱: ۱۰۵ منظور از الذکر فقط تورات است و قرآن نیست»، پاسخ این است: دقیقاً! در آیهٔ ۱۵: ۹ هم میتواند فقط قرآن نباشد و همهٔ کتبِ الهی را شامل شود. انحصار، نیاز به دلیل دارد، نه العکس.
۴. کاربردِ واژهٔ «ذکر» برای کتبِ الهی در قرآن
واژهٔ «ذکر» در قرآن بارها به معنای کتابِ آسمانی بهکار رفته است:
-
سورهٔ اعراف ۶۹: ﴿أَوَعَجِبۡتُمۡ أَن جَاۤءَكُمۡ ذِكۡرࣱ مِّن رَّبِّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلࣲ مِّنكُمۡ لِیُنذِرَكُمۡ﴾ — «آیا شگفتزده شدید که یادوارهای از سوی پروردگارتان بر مردی از خودتان نازل شد؟» در اینجا «ذکر» بدون الفولام و بهمعنای مطلقِ «کتابِ آسمانیِ نازلشده» است.
-
سورهٔ نحل ۴۳-۴۴: ﴿وَمَاۤ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ إِلَّا رِجَالࣰ نُّوحِیۤ إِلَیۡهِمۡ فَٱسۡـَٔلُوۤا۟ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ إِن كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ بِٱلۡبَیِّنَـٰتِ وَٱلزُّبُرِۗ وَءَانزَلۡنَاۤ إِلَیۡكَ ٱلذِّكۡرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیۡهِمۡ﴾ — «پیش از تو نیز جز مردانی نفرستادیم که به ایشان وحی میکردیم؛ پس از صاحبان یادواره بپرسید اگر نمیدانید.» در اینجا «اهل الذکر» یعنی صاحبان کتابهای آسمانی پیشین، و «الذکر» در «وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الذِّكْرَ» قرآن است — اما واژه همان معنای «یادوارهٔ الهی» را دارد.
-
سورهٔ ص ۱: ﴿صۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ذِی ٱلذِّكْرِ﴾ — «سوگند به قرآن، صاحبِ یادواره.» در اینجا قرآن «دارایِ الذکر» معرفی شده، نه «عینِ الذکر». یعنی قرآن یکی از مصادیقِ «ذکر» است، نه خودِ مطلقِ آن.
این کاربردها نشان میدهد «ذکر» در زبانِ قرآن، واژهای است با دامنهٔ معناییِ وسیع: هم قرآن را شامل میشود، هم تورات را، و هم بهطور مطلق به معنای «کتابِ آسمانی» و «یادوارهٔ الهی» بهکار میرود. نکتهٔ کلیدی آنکه در ۱۶: ۴۳-۴۴، «اهل الذکر» بهصرافت صاحبانِ کتبِ آسمانیِ پیشین است — و همین نشان میدهد «ذکر» در زبانِ قرآن، مفهومی فراتر از یک کتابِ خاص دارد.
۵. الفولام در «الذکر»: الفولامِ جنس
یکی از کاربردهای الفولام در زبانِ عربی، الفولامِ جنس است — یعنی بهجای اشاره به یک مصداقِ مشخص، به «کلِ جنس» اشاره میکند. مانندِ «الإنسان» که میتواند بهمعنای «نوعِ انسان» باشد، نه یک فردِ خاص.
«الذکر» در ۱۵: ۹ میتواند الفولامِ جنس باشد: «ما هر نوع یادوارهٔ الهیای را نازل کردیم و ما نگهبانِ آن هستیم.» بر این خوانش، آیه نه دربارهٔ یک کتابِ مشخص، بلکه دربارهٔ کلِ پدیدهٔ وحیِ مکتوبِ الهی سخن میگوید — و این، با سنتِ الهیِ نازلکردنِ کتاب در هر عصر، کاملاً سازگار است.
در مقابل، الفولامِ عهد (اشاره به مصداقِ مشخص) نیز ممکن است، اما انحصارِ آن به قرآن، نیازمندِ دلیلِ خارجی است — و همانطور که نشان دادیم، خودِ قرآن «الذکر» را به تورات هم اطلاق کرده است.
۶. تحمیلِ «قرآن» در ترجمه
ترجمههای فارسیِ رایج، آیهٔ ۹ سورهٔ حجر را اینگونه برگرداندهاند:
«ما بیگمان (همین) ما (این) یادواره [: قرآن] را به تدریج نازل كردیم، و بیچون ما برای آن — بهراستی — نگهبانیم.»
اضافهکردنِ «قرآن» در ترجمه، اگرچه از نظرِ بسیاری از مفسرانِ سنتی درست است، اما از نظرِ متدولوژیِ ترجمه، تحمیلِ تفسیر بر متن است. واژهٔ عربی «الذکر» بهخودیخود «قرآن» نمیگوید؛ «یادواره» یا «یادآوری» میگوید. وقتی مترجم، «قرآن» را در کروشه اضافه میکند، در واقع دارد تفسیرِ خود را بهجایِ ترجمه مینشاند و راهِ انحصار را بر خواننده میگشاید.
ترجمهٔ بیطرفانه باید چنین باشد: «ما خودمان این یادواره را نازل کردیم و ما خودمان نگهبانِ آن هستیم» — با تأکیدِ دوبارهٔ «إِنَّا نَحْنُ» که در متنِ عربی آمده؛ و سپس در پاورقی بنویسد: «بیشترِ مفسران منظور از الذکر را قرآن دانستهاند، اما این واژه میتواند شاملِ همهٔ کتبِ آسمانی نیز باشد.»
۷. پاسخ به شبههٔ انحصار: «سیاق دربارهٔ قرآن است»
رایجترین پاسخِ مخالفان آن است که سیاقِ آیاتِ ۱ تا ۹ سورهٔ حجر، دربارهٔ قرآن است؛ پس «الذکر» در آیهٔ ۹ فقط قرآن است.
این سخن، دو اشکال دارد:
اشکالِ اول: سیاق، «موردِ نزول» است نه «محدودکنندهٔ حکم». در علمِ اصول، قاعدهٔ معروفی هست که میگوید «اِعتِبارُ خُصُوصِ السَّبَبِ بِحَسَبِ خُصُوصِ اللَّفْظِ» — یعنی سببِ نزول، دایرهٔ حکم را محدود نمیکند مگر آنکه خودِ لفظ، قیدِ محدودکننده داشته باشد. در آیهٔ ۹، هیچ قیدی نیست که «الذکر» را به قرآن محدود کند.
اشکالِ دوم: حتی اگر بپذیریم سیاق دربارهٔ قرآن است، این به معنای آن نیست که حکمِ کلیِ «حفظِ ذکر» منحصر به قرآن است. آیه یک قاعدهٔ کلی بیان میکند: خدا هر ذکرِ الهیای را نازل کند، خودش نگهبانِ آن است. قرآن، آخرینِ این ذکرهاست و مشمولِ همین قاعده است، اما قاعده فقط به قرآن محدود نیست.
به عبارتِ سادهتر: بله، آیه در موردِ قرآن نازل شده، اما حکمِ آن عام است.
۸. خداوندِ حافظ: از تورات تا قرآن
اگر بپذیریم «الذکر» شاملِ همهٔ کتبِ الهی است، تصویرِ کلامیِ بسیار منسجمتری از خداوند ترسیم میشود:
خدایی که در طولِ تاریخ، بارها کتاب نازل کرده و هر بار خودش آن را حفظ کرده است. مردم بودند که نافرمانی کردند، تعالیم را تحریف کردند، و از مسیرِ خدا خارج شدند — اما خدا هر بار کتابِ تازهای نازل کرد که کتبِ پیشین را تصدیق میکرد و مردم را به سویِ حق بازمیگرداند.
این تصویر با آنچه قرآن از سنتِ الهی ترسیم میکند، کاملاً سازگار است: خدایی که در هر عصری کتاب نازل کرده و هر بار خودش نگهبانِ آن بوده است. سلسلهٔ کتابهای آسمانی، نه یک پدیدهٔ گسسته، که جریانی پیوسته از وحیِ الهی است.
سلسلهٔ کتبِ الهی، یک زنجیرهٔ بههمپیوسته است: تورات، زبور، انجیل، و قرآن. هر کدام در زمانِ خود نازل شده و هر کدام، کتابهای پیش از خود را تصدیق کردهاند. و خداوند، نگهبانِ این زنجیره است — نه فقط نگهبانِ حلقهٔ آخر.
۹. نتیجهگیری
«الذکر» در آیهٔ ۹ سورهٔ حجر، بهاحتمالِ قوی، فقط قرآن نیست، بلکه شاملِ همهٔ کتبِ آسمانیِ الهی میشود. دلایل:
نخست، استدلالِ درونیِ آیه اگر فقط دربارهٔ قرآن باشد و فرض کنیم کتبِ گذشته تحریف شدهاند، شکسته میشود: خدایی که نتوانسته کتابهای قبلیاش را حفظ کند، چه تضمینی دارد که این یکی را حفظ کند؟
دوم، قرآن خود «الذکر» را در ۲۱: ۱۰۵ به تورات اطلاق کرده است، پس این واژه، نامِ اختصاصیِ قرآن نیست.
سوم، الفولام در «الذکر» میتواند الفولامِ جنس باشد و شاملِ مطلقِ یادوارهٔ الهی شود.
چهارم، واژهٔ «ذکر» در قرآن بارها به معنای مطلقِ «کتابِ آسمانی» بهکار رفته است.
پنجم، اضافهکردنِ «قرآن» در ترجمههای فارسی، تحمیلِ تفسیر بر متن است.
بر این پایه، خدایِ یکتا نه «خدایِ از پیش شکستخورده» — حاشا — که خدایی است که سلسلهٔ کتبِ آسمانیاش را در طولِ تاریخ حفظ کرده است. مردم بودند که فساد کردند، اما خدا هر بار یادوارهٔ تازهای نازل کرد. و این، معنایِ واقعیِ «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا ٱلذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ» است.
همچنین ببینید
- اثبات حجیت تورات از نگاه قرآن
- تحریف در تورات از نگاه قرآن
- تحریف انجیل از نگاه قرآن
- رفتار قرآن با کتب گذشته
منابع
قرآن کریم
- سورهٔ حجر (۱۵)، آیات ۱ تا ۹
- سورهٔ انبیاء (۲۱)، آیهٔ ۱۰۵
- سورهٔ ص (۳۸)، آیهٔ ۱
- سورهٔ اعراف (۷)، آیهٔ ۶۹
- سورهٔ نحل (۱۶)، آیات ۴۳ و ۴۴